تبليغاتX
ساز ناکوک -


ساز ناکوک

 

 

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره

از باغچه ی همسایه سیب را دزدیم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب الود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست در گوش من ارام ارام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد ازارم

و من اندیشه کنان غر این پندارم

که چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت

 

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:8 توسط سوگل| |


Design By : Night Skin