تبليغاتX
ساز ناکوک
قطار مي رود
تو مي روي
تمام ايستگاه مي رود ...

و من چقدر ساده ام
که سالهاي سال
در انتظار تو
کنار اين قطارِ رفته ايستاده ام
و همچنان
به نرده هاي ايستگاهِ رفته
تکيه داده ام ! ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 18:33  توسط سوگل  | 

بالاخره تنها شد

با سکوت به کناری خزید

و

تمام کناره ها را پر کرد

تا مرز من و افکارم

تماشا کردم

به تو نگریستن شعرهایم را برهنه به دنیا می اورد

لعنت بر تو...

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 16:55  توسط سوگل  |