و من
همین من خسته
در هزار دوم دلواپسی
هنوز در اغاز اوارگی خویش
پرسه میزنم
در خیابانهائی که به گرد خورشید میگردند
سرگردانم
برای یافتن شانه های دوست مانندی
که بر ان تکیه زنم
RSS