تبليغاتX
ساز ناکوک
بگویید بر گورم بنویسند
زندگی را دوست داشت
ولی ان را نشناخت
مهربان بود
ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت
ولی از تن لذت نبرد
در ابگیر قلبش جنب و جوش بود
ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود
ولی هرگز دل به کسی نداد
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 15:15  توسط سوگل  | 

دیروز پنجره ای را گشودم...
در صدای پنجره چکاوکی نقاشی شده بود
چکاوکی که تمام دلتنگی مرا می سرود.
وای اگر پنجره فردا خالی از صدای چکاوک باشد...
.
.
.
.
.
نگاه پنجره خالی از صدای چکاوک شد
ولی هنوز از دور دست ها برایم اواز می خواند...
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 22:42  توسط سوگل  |