تبليغاتX
ساز ناکوک




اگر مي گفتي (مي خواهم موهاي سر تو را بشمارم ) باور مي كردم
اگر مي گفتي( مي خواهم طول و عرض شب را حساب كنم) باور مي كردم
اگر مي گفتي (مي خواهم همه ي دريا را خشك كنم) باور مي كردم
اگر مي گفتي (مي خواهم تمام شعرهاي عالم را حفظ كنم )باور مي كردم
اما وقتي مي گويي(دوستت ندارم !)باور نمي كنم
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 14:27  توسط سوگل  | 


http://eldera2.persiangig.com/image/eshgholane/6.jpg






وقتي كسي مي گويد(دوستت دارم)
تو هم بايد بگويي (دوستت دارم)
وگرنه خورشيد طلوع نمي كند
اسمان ابي نمي شود
باران نمي بارد
رود جاري نمي شود
و انگاه شب از راه مي رسد
و تنهايي در همه جا پخش مي شود
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 14:57  توسط سوگل  | 

در انتهای هر نفس

در آیینه

دار و ندار خویش را مرور میکنم

این خاک تیره این زمین

پاپوش پای خسته ام

این سقف کوتاه آسمان

سرپوش چشم بسته ام

اما خدای دل

در انتهای این سفر

در آیینه به جز دو بیکرانه کران

به جز زمین و آسمان

چیزی نمانده است

گم گشته ام-کجا؟

ندیده ای مرا؟

                               "حسین.پناهی"

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 1:58  توسط سوگل  |