ساز ناکوک
تو را در دفترم نوشتم دفترم داد بر روئ ديوار اتاقم نوشتم اتاقم بوئ تو رامي داد هرجا بردم و نوشتم انجا نشاني تورا به من مي داد اخه همه جا شده بود سكوت حرفي بود ميان من و اواز ساحل نسيم سيب بوسه من بود به تو
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان بیکران پرواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم
| Design By : Night Skin |



